دفاع از محرومان و مظلومان و حقوق آنان، از وظایف روشن نظام اسلامی است. امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: «خدا از حاکم اسلامی پیمان گرفته است که در برابر ....

  همدلی و هم زبانی با رویکرد به روابط حاکمان با مردم

همدلی و هم زبانی با رویکرد به روابط حاکمان با مردم

همان طور که همه می دانیم چند سالی است که رهبر معظم انقلاب (دامت برکاته) در آغازین لحظه ی سال، ضمن پیام نوروزی عنوانی را به فراخور مسائل و نیازهای جامعه و اندیشه و دید حکیمانه ی خویش تعیین می کنند، تا امت و پیروان آن رهبر فرزانه بیش از پیش در موضوع و مسأله ی آن عنوان، تعمق کنند و سیاست گزاری ها و رفتارهای دولتمردان و مردم بر محور همان عنوان باشد.
عنوان امسال، یعنی سال 1394، همدلی و هم زبانی دولت و مردم است. این عنوان که از مقام عظمای ولایت ابلاغ شده است، متفکرین و نویسندگان را وا می دارد تا برای تعامل بین دولت و مردم، به روابط بین مردم و حاکمان اسلامی نظری بیفکنند و وظایف متقابل بین آنها را جستجو کنند تا به منویات رهبر جهان اسلام جامه ی عمل بپوشانند.
در این نوشتار به برخی از ویژگی ها، وظایف و تعامل حاکمان و مردم پرداخته می شود:

1. اوصاف حاکمان
در متون اسلامی حاکمان و کارگزارن به خصلت هایی وصف شده اند که به برخی از آن ها در این جا اشاره می شود:
1-1. عدالت محوری: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «یک لحظه ی امام عادل از عبادت هفتاد سال برتر است.» [1]
1-2. مسئولیت پذیری: مسئولیت پذیری برای همه لازم است و برای حاکمان و کارگزاران نظام اهمیتی فزون تر دارد: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «آگاه باشید! همه ی شما در برابر تعهدات خود، نگهبان و مسئول اید، پس حاکم و کارگزار در مقابل مسئولیتی که بر عهده دارد در برابر مردم مسئول و متعهد است.» [2]
1-3. خیرخواهی برای مردم: حضرت علی (علیه السلام) در خطبه ای، خطاب به مردم می فرماید: «ای مردم! به راستی من بر شما حقی دارم و شما نیز بر من حقی دارید؛ اما حق شما بر من این است که خیرخواه شما باشم.» [3]
1-4. مهربانی با مردم: امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: «حاکم باید همانند پدری مهربان برای مردم باشد.» [4]
1-5. بخشندگی: امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمودند: «برترین حاکمان و کارگزاران کسانی اند که سه ویژگی به آن ها داده شده باشد: مهربانی، بخشش و عدالت.» [5]

حاکم باید همانند پدری مهربان برای مردم باشد.


1-6. ساده زیستی: ساده زیستی حاکمان و کارگزاران موجب آرامش و اعتماد امت اسلامی به رهبران می شود، از این رو حضرت امیر (علیه السلام) در بحثی از نامه ی تاریخی خویش به عثمان بن حنیف، فرماندار بصره چنین می نگارد: «پیشوای شما (علی بن ابی طالب (علیه السلام)) از دنیا به دو لباس کهنه و از خوراک به دو قرص نان بسنده کرده است، آگاه باشید که شما هرگز توان آن را ندارید، ولی با زهد و پارسایی و تلاش و پاکى و استواری، مرا یارى کنید.» [6]

2. وظایف حاکمان و کارگزاران
مهم ترین وظایف حاکمان و کارگزاران، در جهت رشد و تعالی بندگان خدا و حفظ جان و مال و آبروی مردم عبارت است از:

2-1. دانش افزایی: حاکم وظیفه دارد از طریق تأسیس و اداره ی مراکز آموزشی، دانش و ادب آموزی را در میان مردم رشد دهد.
2-2. امیدبخشی و رفع سرگردانی: از مهم ترین وظایف حاکم اسلام این است که در هنگامه ی فتنه ها، راهنمای مردم بوده و آنان را از سرگردانی و گمراهی رهانیده و بارقه ی امید را در دل و جان مردم بیفشاند.
2-3. در دسترس مردم بودن: حاکم اسلامی نباید از مردم فاصله داشته و دسترسی مردم به او سخت و ناممکن باشد، بلکه باید در میان مردم ظاهر شود و خدمت به مردم، ملاک کار او باشد.
2-4. تزکیه نفس و تهذیب: امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: «کسی که رهبری مردم را می پذیرد باید پیش از آن که به تعلیم و تربیت دیگران بپردازد به تربیت خود همت گمارد.» [7]
2-5. حفظ اسرار مردم: کارگزاران نظام اسلامی باید عیوب و اسرار مردم را بپوشانند و از هتک حرمت آنان جلوگیری کنند و کار مؤمن را حمل به صحت نمایند. حضرت علی (علیه السلام) به مالک اشتر فرمودند: « ... تا می توانی عیب و راز دیگران را بپوش تا خدا راز تو را از مردم بپوشاند.» [8]
2-6. چشم پوشی از خطاها: چشم پوشی از خطاها و لغزش های مردم و احسان در حق نیکوکاران جزء وظایف حاکم اسلامی است؛ امام علی (علیه السلام) به مالک اشتر فرموند: «به همان اندازه که دوست داری خدا در حق تو عفو و گذشت داشته باشد، از عفو و گذشت خود به مردم ببخش.» [9]
2-7. محبت به مردم: حضرت علی (علیه السلام) به مالک اشتر می فرماید: «از اعماق دلت نسبت به مردم رحمت داشته باش و به آن ها محبت کن و لطفت را از آنان دریغ مدار.» [10]

کسی که رهبری مردم را می پذیرد باید پیش از آن که به تعلیم و تربیت دیگران بپردازد به تربیت خود همت گمارد.


2-8. حراست از مرزها: حاکم اسلامی وظیفه دارد با استفاده از امکانات مناسب، از مرزهای کشور اسلامی حراست کند، امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «برای حاکم سزاوار نیست در حفظ مرزها کوتاهی کند.» [11]
2-9. گزینش صالحان برای مسئولیت ها: به فرمایش امیر مؤمنان (علیه السلام) به کارگیری افراد صالح و متعهد در مدیریت نظام اسلامی از وظایف حاکمان است. [12]
2-10. حمایت از محرومان: دفاع از محرومان و مظلومان و حقوق آنان، از وظایف روشن نظام اسلامی است. امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: «خدا از حاکم اسلامی پیمان گرفته است که در برابر پرخوری ستم گران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند.» [13]
2-11. عدم اعتنا به سخن چینان: حضرت امیر مؤمنان (علیه السلام) به مالک اشتر می فرماید: « ... ای مالک! در تصدیق سخن چینان و چاپلوسان هرگز شتاب مکن، زیرا آنان حیله گر و فریبکارند؛ هر چند خود را همانند خیرخواهان جلوه می دهند.» [14]

به فرمایش امیر مؤمنان (علیه السلام) به کارگیری افراد صالح و متعهد در مدیریت نظام اسلامی از وظایف حاکمان است.


2-12. پرهیز از دروغ و خیانت: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هر کس رهبری مردم را بر عهده بگیرد و به آنان خیانت کند، خدا بهشت را بر او حرام می کند.» [15] امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «هر گاه حاکمان دروغ بگویند، باران نمی بارد؛ و هرگاه سلطان ستم کند، دولت سست و بی اعتبار می گردد.» [16]

3.
وظایف مردم در برابر حاکم اسلامی
چنان که حاکمان و کارگزاران اسلامی در برابر مردم وظایفی دارند، مردم نیز در مقابل حکومت و حاکمان اسلامی وظایف و تکالیفی دارند که در سخنان معصومان (علیهم السلام) به آن ها اشاره و بر آنها تأکید شده است. در این جا به چند نمونه از مهم ترین آن ها اشاره می شود:
3-1. وفاداری به نظام اسلامی: یاری و وفاداری از جمله حقوق حاکم عادل بر توده مردم است. امیر مؤمنان (علیه السلام) در خطبه ای با برشمردن این حقوق و وظایف می فرماید: «ای مردم! اما حقی که من بر عهده ی شما دارم، وفاداری به بیعتی است که با من داشته اید.» [17]
3-2. یاری کردن حاکمان: از عناصر محوری و مهم حفظ نظام اسلامی، اطاعت از حاکم معصوم (علیه السلام) در عصر حضور، و نصرت ولی فقیه در دوران غیبت است، امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: « ... از دیگر وظایف شما در برابر من، این است که چون شما را برای کاری فراخوانم اجابت کرده، از دستورهای من پیروی کنید.» [18]
3-3. نصیحت و مشارکت سیاسی: در فرهنگ اسلامی مردم وظیفه دارند نسبت به حاکمان، ضمن وفاداری، ناصحانه و خالصانه، نصیحت (خیرخواهی) داشته باشند و این کار عملی نیست مگر با حضور همه جانبه ی مردم در اداره ی امور که ثمره ی آن رشد و تعالی حکومت اسلامی است. امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: «یکی از حقوق من بر شما این است که (با حضور خالصانه و همه جانبه ی خود در اداره ی امور) در آشکار و نهان خیرخواه و دل سوز من باشید.» [19]
3-4. دعا برای سربلندی حاکمان: امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «سه چیز از حقوق حاکمان بر مردم است: 1. پیروی از آنان؛ 2. خیرخواهی برای آنان در آشکار و نهان؛ 3. دعا برای پیروزی و صلاح آنان.» [20]
3-5. همکاری اطلاعاتی: یکی از وظایف مردم این است که حاکم اسلامی را از اخباری که برای حفظ نظام، دانستنش مهم است، مطلع سازند. امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «سیره ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین بود هرگاه سپاهی را به جایی می فرستاد و به فرمانده ی آن اعتماد نبود، آن حضرت فردی مورد اعتماد را همراه سپاه می فرستاد تا اوضاع و احوال سپاه و فرمانده ی آنرا زیر نظر داشته و به آن گرامی گزارش دهد.» [21]
لازم به ذکر است هر کس صلاحیت چنین مسئولیتی را ندارد، لذا حضرت علی (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می نویسد: «برای کنترل کارگزاران خود، دیدبانانی از اهل صدق و وفا تعیین کن.» [22]

سه چیز از حقوق حاکمان بر مردم است: 1. پیروی از آنان؛ 2. خیرخواهی برای آنان در آشکار و نهان؛ 3. دعا برای پیروزی و صلاح آنان.


در خاتمه اگر صداقت و وفاداری را به عنوان برترین ویژگی حاکمان و مردم بدانیم و هر کدام از حاکمان و مردم وظایف خویش را در مقابل یکدیگر به درستی انجام دهند، استحکام نظام نهادینه شده و رضایت مردم به عنوان بهترین پشتوانه ی نظام موجب بقاء، خیر و برکت خواهد بود و بهترین همدلی و هم زبانی دولت و مردم نمایان می شود.

گردآوری: سکینه بیک خورمیزی (نیک)، برگرفته از کتاب مفاتیح الحیاة آیت الله جوادی آملی

-----------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1. ساعة من إمام عدل‏ أفضل من عبادة سبعین سنة. (کلینی، الکافی، ج7، ص175؛ جوادی آملی، مفاتیح الحیاة، ص435)
2. أَلا کُلُّکُمْ‏ رَاعٍ‏ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ فَالأَمِیرُ عَلَى النَّاسِ رَاعٍ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِه‏. (دیلمی، ارشادالقلوب، ج1، ص184؛ جوادی آملی همان، ص436)
3. أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فَالنَّصِیحَةُ لَکُمْ‏. (نهج البلاغه، خطبه 34؛ جوادی آملی، همان)
4. وَ تَکُونَ لَهُمْ کَالْوَالِدِ الرَّحِیم‏. (شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص621؛ جوادی آملی، همان)
5. أَفْضَلُ‏ الْمُلُوکِ‏ مَنْ أُعْطِیَ ثَلاثَ خِصَالٍ الرَّأْفَةَ وَ الْجُودَ وَ الْعَدْل‏. (ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص319؛ جوادی آملی، همان)
6. إِنَ‏ إِمَامَکُمْ‏ قَدِ اکْتَفَى‏ مِنْ دُنْیَاهُ بِطِمْرَیْهِ‏ وَ مِنْ طُعْمِهِ‏ بِقُرْصَیْهِ‏ أَلا وَ إِنَّکُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِکَ وَ لَکِنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ. (نهج البلاغه، نامه 45؛ جوادی آملی، همان، ص437)
7. مَنْ‏ نَصَبَ‏ نَفْسَهُ‏ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِه‏. (نهج البلاغه، حکمت73؛ جوادی آملی، همان، ص439)
8. فَاسْتُرِ الْعَوْرَةَ مَا اسْتَطَعْتَ یَسْتُرِ اللهُ مِنْکَ مَا تُحِبُّ سَتْرَهُ مِنْ رَعِیَّتِک‏. (نهج البلاغه، نامه53، بند25؛ جوادی آملی، همان، ص440)
9. فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِکَ وَ صَفْحِکَ مِثْلِ الَّذِی تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ یُعْطِیَکَ اللهُ مِنْ عَفْوِه‏. (نهج البلاغه، نامه 53، بند 9 و10؛ جوادی آملی، همان.)
10. وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِم‏. (ابن شعبه حرانی، همان، ص126)
11. لَیْسَ یُحَبُّ لِلْمُلُوکِ أَنْ یُفَرِّطُوا فِی ثَلاثٍ فِی حِفْظِ الثُّغُور. (ابن شعبه حرانی، همان، ص319؛ جوادی آملی، همان، ص441)
12. ر.ک: جوادی آملی، همان، ص442.
13. و ما أخذ الله على العلماء، أن لا یقارّوا على کظّة ظالم و لا سغب مظلوم. (طوسی، الامالی، ص374؛ جوادی آملی، همان)
14. لاتَعْجَلَنَّ إِلَى تَصْدِیقِ سَاعٍ فَإِنَّ السَّاعِیَ غَاشٌّ وَ إِنْ تَشَبَّهَ بِالنَّاصِحِینَ. (نهج البلاغه، نامه53، بند27؛ جوادی آملی، همان)
15. مَنِ اسْتَرْعَى رَعِیَّةً فَغَشَّهَا حَرَّمَ اللهُ عَلَیْهِ الْجَنَّة. (ورام ابن ابی فارس، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج2، ص227)
16. إِذَا کَذَبَ الْوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ وَ إِذَا جَارَ السُّلْطَانُ هَانَتِ الدَّوْلَة. (مفید، الامالی، ص310؛ جوادی آملی، همان، ص443)
17. أَیُّهَا النَّاسُ ... أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَیْعَةِ. (نهج البلاغه، خطبه34؛ جوادی آملی، همان)
18. وَ أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ ... وَ الإِجَابَةُ حِینَ أَدْعُوکُمْ وَ الطَّاعَةُ حِینَ آمُرُکُم‏. (نهج البلاغه، همان؛ جوادی آملی، همان، ص443و444)
19. فَأَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ ... النَّصحُ لی فی المَشهَدِ وَ المَغیبِ. (ثقفی، الغارات، ج1، ص24؛ جوادی آملی، همان، ص435)
20. خِلالٍ تَجِبُ لِلْمُلُوکِ عَلَى أَصْحَابِهِمْ وَ رَعِیَّتِهِمْ الطَّاعَةُ لَهُمْ وَ النَّصِیحَةُ لَهُمْ فِی الْمَغِیبِ وَ الْمَشْهَدِ وَ الدُّعَاءُ بِالنَّصْرِ وَ الصَّلاحِ. (ابن شعبه حرانی، همان، ص319؛ جوادی آملی، همان)
21. کَانَ رَسُولُ اللهِ ص إِذَا بَعَثَ جَیْشاً فَاتَّهَمَ أَمِیراً بَعَثَ مَعَهُ مِنْ ثِقَاتِهِ مَنْ یَتَجَسَّسُ لَهُ خَبَرَه‏. (حرعاملی، وسائل الشیعه، ج15، ص60؛ جوادی آملی، همان، ص446)
22. وَ ابْعَثِ الْعُیُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَیْهِم‏. (نهج البلاغه، نامه53؛ جوادی آملی، همان)


مطالب مرتبط