پس رمضان! تو باش و بمان. نه فقط برای پُر ایمانان که محکمتر کنی ایمانشان. بلکه باش تا شُل مؤمنان از تو بگویند و همه جا سخن از تو باشد....

  کوی و برزن پر از روزه است تا تو باشی. رمضان! پس باش

کوی و برزن پر از روزه است تا تو باشی. رمضان! پس باش

پس رمضان! تو باش و بمان. نه فقط برای پُر ایمانان که محکمتر کنی ایمانشان. بلکه باش تا شُل مؤمنان از تو بگویند و همه جا سخن از تو باشد. باش تا همه جا پُر از تو باشد. رمضان که می آید؛ همه جا رنگ و بوی روزه می گیرد. اما این رنگ و بو همه جا یک دست نیست.
چشم نوازترین رنگ و خوش بوترین بوی روزه را در میان پُر ایمانان می یابی که روزه را به دستور حق متعال بی کم و کاست برپا می دارند. آنان را می توان در این ماه با ظاهرشان شناسایی کرد.
اما در برابر اینان، شُل مؤمنانی را می بینی که یا می گیرند روزه یا فقط روزه آنان را می گیرد. در هر دو صورت، این دسته از خلق الله نیز پر از روزه اند. ولی هر یک به نوعی!!!.
ایمان شُلان چه روزه بگیرند و یا نگیرند؛ بیش از روزه داریشان و عمل به روزه، زبانشان پر از روزه است و مدام از روزه و دشواری های آن می گوید.
بیش از عملشان، این زبان آن هاست که رنگ و بوی روزه می دهد. زمین را به آسمان می دوزند تا سختی روزه را به کرسی بنشانند. از حرارت هوا بگیر تا احیانا بلندی روزهای رمضان. و این چه منطق سست و نگرشی کوتاه است که بی توجه به توان روزه دار، تنها روزه را می بیند که نسبت به عبادات دیگر سخت تر می نُماید.
از کدام روزه می گویی!. مگر نه این است که روزه چیزی فراتر از نیاز جسم و جان بشری نیست و نه چیزی فراتر از وسع و توان آدمی. "لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا" (بقره: 286).
حال چه حرارت تابستان بلند توفیق این ماه مبارک را داشته باشد و یا سرمای کوتاه زمستان بدین شایستگی نائل آمده باشد. آن چه مهم است؛ این است که جسم و جان آدمی بدین روزه نیاز دارد و توان تحمل هر دوان را داراست .
پس روزه همان نیاز جسم و جان آدمی است و بس! نه یک کلمه کمتر و نه چیزی بیشتر. و این همان ندای قرآن است که گاه از دور به گوش جان می خورد: "لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ" (بقره: 183)
باز هم قرآن. چه خوب گفتی! نه یک کلمه بیشتر و نه کلمه ای کمتر. تقوا، فلسفۀ روزه است. هم تقوای جان و هم تقوای جسم. و تقوا همان مدیریت، کنترل و به تعادل بردن است.
پرواضح است که جسم و جان انسان در طول سال در معرض بی توجهی های آسیب رسان و باتوجهی های خانه خراب کُن صاحبش بازی می خورند.
گاه جسم آن قدر پُر می شود که جان به فراموشی می رود و گاه جان، چنان به میدان می آید که جسم به لرزه می افتد. و این ها همه از آن روست که انسان بی تمرین و بدون بازی تدارکاتی در تنگناهای کوچک و بزرگی ورود کرده است که گاه جسم را می کند فربه و گاه جان را می دهد جلوه.
و این رمضان است که با ارمغان روزه اش، این همه نابسامانی را به تنهایی سامان می بخشد و جسم و جان را به اعتدال و میانه می فرستد.
پس رمضان! تو باش و بمان. نه فقط برای پُر ایمانان که محکمتر کنی ایمانشان. بلکه باش تا شُل مؤمنان از تو بگویند و همه جا سخن از تو باشد. باش تا همه جا پُر از تو باشد.
سلمان زاده


مطالب مرتبط